العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
151
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
بدوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان او و اداء حقوق برادرانتان كه در دوستى او و دشمنى با دشمنان او با شما شريكند ، چون البتّه رعايت على عليه السّلام نسبت بشما خيلى بهتر است از نگهدارى آن تجار و بازرگانان نسبت برفيق شما كه گفتيد او را با خود بچين بردند و بتوانگريش پيش داشتند و به ثروتش كمك كردند . بدانيد همانا يكى از شيعيان على عليه السّلام را روز قيامت مىآورند در حالى كه كفّه گناهان او از كوههاى بلند و درياهاى پر موج سنگينتر است مردم ميگويند اين بنده خدا نابود است و در هلاكت و نابودى او ترديدى ندارند و نيز شك ندارند كه او در عذاب خدا مخلّد خواهد بود ، از جانب خدا ندائى بسوى او مىشود اى بنده خطاكار جنايتپيشه اين گناهان هلاكتبار است آيا در مقابل آنها كار خيرى دارى كه آنها را جبران كند و بعد بكرم و رحمت خدا وارد بهشت شوى ؟ يا اينكه كار خيرت بر گناهان بچربد تا با نويد خدائى به بهشت به روى ؟ آن بنده گويد نميدانم منادى پروردگار به او ميگويد خداوند ميفرمايد در عرصات قيامت فرياد بزن بگو من فلانى پسر فلانى اهل فلان شهر يا فلان ده هستم هم اكنون در گرو گناهان زيادى همچون كوهها و درياها هستم و در مقابل آن كار خيرى ندارم آيا در ميان مردم محشر كسى هست كه از من نعمت يا احسانى ديده باشد و امروز بپاداش آن مرا نجات بخشد ، چون هنوز اين اول گرفتارى و نياز شديد من است . آن مرد هم اين جملات را با صداى بلند ميگويد ، اول كسى كه او را پاسخ ميدهد على بن ابى طالب عليه السّلام است گويد لبيك ، لبيك ، لبيك ، اى كسى كه در راه دوستى من آزمايش شدى ( و ناملايماتى را تحمل كردى ) و براى دشمنى من از دشمنانم ستم ديدى سپس آن حضرت با افراد زياد و جمعيت انبوهى مىآيد گر چه عدد آنها از بستانكاران و طرفهاى مدعى او كمتر است اين افراد ميگويند